شایناشاینا، تا این لحظه: 14 سال و 3 روز سن داره

پرنسس شاینا

هفته 37

سلام عزیز مامان امروز وارد هفته ۳۷ شدیم هووووووورررررررررااااااااا خوب جونم بگه برات که چیز زیادی باقی نمونده فقط ۲یا ۳ هفته دیگه مونده که تو رو توی بغلم بگیرم و با تمام وجود ببویمت. ای خدا کمکم کن                     خدیا کمک کن نینیمون سالم و سر حال باشه وزنش خوب باشه وقتی بیای عزیز میشی دوردونه بابا میشی نفس مامان میشی واما تکونهات کمتر شده چون جات تنگ شده خودت رو یه طرف جمع میکنی طوری که شکمم یه وری میشه . مواظب خودت باش نفس مامان الهی قربونت برم الان که دارم اینو مینویسم تو داری سکسکه میکنی....
26 مرداد 1391

حرکت های دخترم شاینا

سلام دخترم این روزا خیلی شیطون شدی همش مامانو لگد میزنی از روی لباسم معلومه حتی دایی ابوالفضل هم دیدت و از خدا خواست به داییات نری چون خیلی شیطونن البته به عمو و عمت و خالتم بری شیطون میشی خدا کنه فقط به مامان نفیسه و بابا حامد بری چون ظاهرا فقط ما دوتا آروم بودیم. شنبه با بچه های نی نی سایت توی پارک مادران قرار گذاشتیم 10 نفر بودیم 10 تا مامان قلمبه خیلی خوش گذشت کلی خوراکی برده بودیم یکی آش یکی حلوا  و آبمیوه شیرینی و چیپس و پفک و..........جالب اینجاست که نی نی های هممون هم سن هستن یعنی همه آخر مهر و آبان میان دنیا.قراره وقتی شما ها دنیا اومدین همه با هم بریم بیرون و با هم دوست بشین. راستی قراره 1 شنبه دیگه با دایی ها و خاله ها و مام...
20 مرداد 1391

حسم میگه دختری

سلام مامانی خوبی عزیزم یه چند روزی هست که چیزی ننوشته بودم نمیدونم دختری یا پسر ولی حسم میگه دخملی هستی  چون نمیدونم چرا وقتی میخوام باهات صحبت کنم میگم دخترم همش سراغ لباسای دخترونه ( و اسباب بازی های دخترونه میرم البته فقط سلامتیت برام مهمه حالا اگه پسر شدی و بعدا این نوشته هارو خوندی از دست مامان ناراحت نشی ها .خدارو شکر حالم خیلی خوبه فقط یکم پر خور شدم که اونم فدای سرت  نهایتش میخوام بشم 100 کیلو.هههه.هرچی میخورم سیر نمیشم بیچاره بابا حامد.چقدر حال میده هفته ها رو میشمارم . بعدشم زود میرم از نت یا کتابایی که دارم اتفاقات اون هفته رو میخونم و نی نی گلو رو تودلم تصور میکنم یه چند...
26 فروردين 1391

نوروز 92 اولین عید شاینا

  سلام دختر نازم ، سلام همه نیازم، فدای چشمای مهربونت بشم که روز به روز داری عزیزتر میشی واسه مامان و بابات.....دوست دارم با زیباترین حسای دنیا... امسال اولین عید نوروز تو گل نازمه. عیدت مبارک مامانی.امیدوارم تا آخر عمر هرسال عید کنارم باشی  و واست آرزوی سلامتی و خوشبختی بکنم. دختر نازم این روزها خیلی شیطون شدی . از کنارت که رد میشم کمر میزنی که بغلت کنم. و غش غش میخندی.قربونه اون خندهات.اینم چندتا عکس از سال تحویل . موقع سال تحویل خیلی شیطونی میکردی انگار فهمیده بودی یه خبرایی هست . سال که تحویل شد  من و بابایی کلی بوست کردیم و برات آرزوی یالی خوب کردیم بعدشم  از بابایی هم عیدی گرفتیم . عصری هم رفتیم خونه مامان جون ...
14 فروردين 1391